تبليغاتX
کمکی آراز - مارازا و آزا

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

«مارازا»، « مرازه»، «مرازاد» نام یکی از روستاهای منطقه جلفاست که جزئی از محال تاریخی گرگر به حساب می­آید. در شعر معروف فولکولوریک محلی نیز نام آن به همراه روستای مجاورش احمدآباد آمده است و بر مجاورت این روستا ها با رود ارس تاکید گشته است.

اما نکته جالبی که این روزها به ذهن من خطور کرده وجه تسمیه این روستاست. «مارازا» می­تواند به چه معنایی باشد؟ وقتی نام روستای روبه روی مارازا در آن سوی ارس مطرح گردد نظریه ای در خصوص وجه تسمیه مارازا به میان خواهد آمد.

روستای همسایه مارازا در آن سوی ارس «آزا» نام دارد و ما میدانیم که رود ارس که «مارازا» را از «آزا» جدا می سازد در نزد مردم محلی «آراز»  تلفظ می­گردد. این سه عنوان جغرافیایی در مجاورت هم یک نکته مشترک دارند که آن واژه «آز» می­باشد.اما آیا این واژه با قبایل آز، آس و یا حتی اوسِت و آسِت در ارتباط می­باشد؟آیا اصلا اصحاب الرسی که در قرآن آمده با  اقوام ساکن در این مناطق ارتباط دارد؟ما تنها این را بدون هیچ شکی می­گوییم که «مارازا» به هر معنایی هم که باشد ،  بی ارتباط با نام «آزا»  نیست.

علی بن محمد، مهندس مخصوص ناصرالدین شاه نیز به مجاورت مارازا و آزا اشاره میکند و می­نویسد:

«از آنجا به قریه «مرازه» که مقابل «آز» متعلق به روسیه واقع است رفته شب را نمود.»

به هر صورت مارازا نیز مانند سایر روستاهای جلفا مرکز تولید ابریشم محسوب می گشته است. مهندس مخصوص ناصرالدین شاه نیز بر این گفته ما در بیش از 100 سال پیش صحه می نهد و می نویسد:

«رعایای قریه مرازه و احمد آباد از عمل آوردن ابریشم بسیار باربطند و آنجا ملک رحیم خان سرهنگ است.»

«قریه مرازه متعلق به رحیم خان سرهنگ و اقوام آنهاست، علاوه بر حاصل صیفی و شتوی درختهای توت بسیاری در آنجا هست که ابریشم بسیار به عمل می­آورند و ابریشم آنجا بر ابریشم شهر اردوباد که به قدر چهار فرسنگ از آنجا مسافت دارد بهتر است. می گفتند هرگاه حکم شود در جمیع سواحل ارس اشجار توت غرس شود منافع کلی به جهت دولت خواهد داشت.»

 

چند نکته :

بی تردید در گذشته های دورارتباطی مابین مارازا و آزا وجود داشته است.

 مارازا و احمدآباد نیز مانند سایر مناطق جلفا و محال گرگر مرکز تولید ابریشم ، نخ و منسوجات بوده اند.

در صد سال پیش اندیشه ایجاد توتستان در سواحل ارس وجود داشته ، اما آیا نمی شود به جای کاشت درختهای سوزنی برگ غیر بومی در پارک­ها و گردش گاه های ساحلی جلفا، درختان بومی و محلی مانند توت را غرس کرد و ضمن احیای باغ های ایرانی، پارک هایی سنتی با درختانی از توت و بید و سپیدار و... داشت؟آیا وقت آن نرسیده است که صنایع دستی منطقه مرتبط با صنعت نساجی دوباره احیا گردد؟ آیا مارازایی ها از ابریشم های تولیدی خود پارچه های حریر و دیگر منسوجات دستی را خلق نمی­کردند؟ واقعا نساجی پویایی 100 سال پیش منطقه جلفا چگونه نابود شد؟!!
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 23:33  توسط سجاد حسینی  |